یکی از ویژگی های ما آدمهای امروزی این است که گاهی اونقدر در پیچ و خم روزمره زندگی گم می شویم که معنی خیلی چیزها از ذهن ما می رود. یادمان می رود که دنیا محل زندگی کردن تنها به این شکلی که ما می بینینیم نیست.یادمان می رود دنیا برای بچه ها همان کتاب شعرشان است و یا همان دویدن عصرگاهی پدر برای گرفتن آنها که بر دوچرخه هایشان در کوچه رکاب میزنند. بد نیست گاهی هم فکر کنیم به غیر از همه این کارهای روز مره می توان جور دیگری هم به دنیا نگاه کرد...
حالا با هم شعری را می خوانیم که دوست خوب شما ستاره زرگر آن را سروده است
سجاده دلم وقت اذان باز می شود
سجاده ام را دوست دارم
بوی تو را می دهد
و خلوتی که در آن تنها تویی
نمی دانم کجایی
تنها حدس می زنم در همه سجاده هایی

اعضای اين گروه میگويند: "رايانه همهی زندگی نيست و با خاموش کردن آن، میتوان کارهای ديگری در زندگی انجام داد؛ کارهايی چون رفتن به طبيعت، ورزش و بودن در كنار خانواده و دوستان."
اين فكر تنها با يک سؤال ساده آغاز شد: "آيا فکر میکنيد بتوانيد ۲۴ ساعت بدون رايانه زندگی كنيد؟" اما اين سؤال ساده به اتفاقی مهم در دنيای مجازی تبديل شد.
استفاده بيش از اندازه از رايانه، تلويزيون، بازیهای رایانهای، تلفن همراه و وسايل شبيه به آنها تأثير بدی روی روح و روان انسانها بر جا میگذارد.
در سال گذشته ۶۵ هزار نفر به اين خواسته پاسخ مثبت دادند و رايانههای خود را به مدت يک شبانه روز خاموش کردند و به کارهای ديگر پرداختند.
پليس، پروندهی خلافكارترين رانندهی ايرانی را به دادگاه فرستاد.
به نوشتهی خبرگزاریها، يك رانندهی پژوی 405 به دليل داشتن بيشترين خلاف در رانندگی، روانهی دادگاه شده است. اين راننده، در طول رانندگی خود 663 بار خلاف كرده است و برای اين كار جمعاً 14 ميليون تومان جريمه شده است. فهرست خلافهای او 56 صفحه است و پليس برای پرينت گرفتن اين فهرست از 8 متر كاغذ استفاده كرده است!
يك رانندهی اتوبوس با ۱۳ ميليون تومان جريمه، در ردهی دوم خلافكارترين رانندههای ايرانی قرار دارد. پليس اين راننده را نيز بازداشت كرده و به دادگاه فرستاده است.
دربارهی اين افراد اطلاعات بيشتری منتشر نشده است.
دانشمندان بعد از تحقیقات همه جانبه، به این نتیجه رسیدهاند که بیشترین موادّ
مفیدی که خطر سرطان را کاهش میدهد و بدن را از بیماریهای قلبی در امان نگاه میدارد، در سیب موجود است.
به گفتهی كارشناسان، سیب به دليل داشتن "آنتیاُکسیدان"های قوی، اثر خوبی بر دستگاههای گوناگون بدن میگذارد.
هر سیب، دو برابر يك ليوان چای، سه برابر يك پرتقال و هشت برابر يك موز، آنتیاکسیدان دارد.
پیش از این دانشمندان گفته بودند مصرفِ مرتّبِ سیب و آب سیب، از نابودی سلّولهای مغزی جلوگیری میکند. از بين رفتن سلّولهای مغز در افراد پير، باعث فراموشی میشود.
البتّه شايد اين دانشمندان ندانند كه پيامبر اسلام(ص) 1400 سال پيش فرمودهاند: "خوردن يك سيب در روز، بيماری را از انسان دور میكند."
ساعت جهانی را به وقت مكّه تنظيم كنيد
دانشمندان مسلمان با برگزاری همايشی به نام "مکّه مرکز زمین" پيشنهاد دادند مردم دنيا ساعت جهانی را بر اساس وقت مكّه تنظيم كنند. به نظر آنها استفاده از ساعت گرينويچ به عنوان ساعت جهانی، هيچ مبنای علمی ندارد و تنها به دليل سُلطهی استعمار انگليس بر دنيا انتخاب شده است.
در اين همايش كه در روز آخر فروردين در كشور قطر برگزار شد، همچنين ساعتی به نمايش گذاشته شد كه بر اساس زمان مكّه تنظيم شده است. اين ساعت ويژگیهای جالبی ديگری هم دارد. سازندهی آن، ياسين شوك دربارهی ساعتش میگويد: "این ساعت يك قبلهنما دارد و در هر جايی از جهان كه باشيد جهت قبله را به شما نشان میدهد. ضمناً عقربههای آن، بر عکس ساعتهای فعلی میچرخد؛ يعنی مانند حرکت ستارهها و سيّارهها، طواف مسلمانان به دور كعبه و حتّی گردش خون، از راست به چپ است."
كشور عربستان ساعت جدید را در شهر مکّه نصب خواهد كرد.
ا
کیومرث صابری فومنی طنز پرداز معاصر کشور ما بود که امسال چهارمین سالگرد در گذشتش را به یادش بزرگ میداریم.
اگر دوست دارید راجع به او بیشتر بدانید به ادامه مطلب رجوع کنید.
دانشمندان موفّق شدهاند نوعی چشم مصنوعی بسازند كه به نابينايان كمك میكند كمی ببينند. با كمك اين چشمهای مصنوعی، نابینایان میتوانند بدون هیچ کمکی حرکت کنند و چيزها را تشخیص دهند.
استفاده از این چشم مصنوعی، نیازمند عمل جراحی است. پزشكان یک پلاک فلزی باریک را در چشم بيمار كار میگذارند و آن را به يك دوربين كوچك وصل میكنند که روی یک عینک آفتابی نصب شده است. تصاويری كه از دوربين به پلاك میرسد، از طريق عصب بينايی به مغز فرستاده میشود.
اين روش بینایی کامل را به بیمار بازنمیگرداند؛ امّا به آنها كمك میكند تا تاريكی و روشنايی را تشخیص دهند.
این چشم مصنوعی، نخستين بار، 6 سال پيش در چشم یک زن 64ساله پیوند زده شد. اكنون نمونههای كاملتری از اين چشمها به كار گرفته شدهاند.
میدانید دوشنبه٬ دوم اردیبهشت٬ روز زمین پاک است؟
زمین مادر همهی ماست؛ مادری که همهی ما را در آغوشش بزرگ میکند. امّا ما گاهی اذیّتش میکنیم. با ریختن زباله کثیفش میکنیم٬ با دود ماشینها خفهاش میکنیم٬ با مصرف موادّ پلاستیکی فراوان، عمرش را کوتاه میکنیم...
بیایید روز دوشنبه را جشن بگیریم و کارهایی انجام دهیم که مادرمان را خوشحال میکند.

فراموش نکنید كه حتماً بیرون بروید و قدمی بزنید، درختی بکارید٬ به پرنده ای غذا دهید٬ حیاطتان را تمیز کنید. به جای ماشین بابا يا مادر، با دوچرخه یا پیاده مسیرها را طی کنیم٬ کمتر زباله تولید کنیم و...
خوب است ۱۰ کاری را که فکر میکنید مادرمان را بيشتر خوشحال میکند، انتخاب کنید تا آنها را در روز دوشنبه انجام دهیم! نظر شما چیه؟!
پروين دولتآبادی، مادر شعر كودك ايران، روز سه شنبه ۲۷ فروردين، در ۸۴ سالگی درگذشت و در قطعهی هنرمندان گورستان بهشت زهرا (تهران) به خاك سپرده شد.
دولتآبادی از مدّتی پيش دچار شكستگی كتف و در خانه بستری شده بود. اين بيماری و نخوردن غذای كافی بدن او را به شدّت ضعيف كرده بود. سرانجام، در نخستين ساعات صبح سه شنبه، قلب ضعيف او از كار ايستاد.
او يكی از بنيانگذاران شعر كودك در ايران به شمار میرود. او و محمود كيانوش نخستين شعرهای كودكانه را در ايران سرودند و در نشريات پيك (مجلهی رشد كنونی) به چاپ رساندند. او عاشقانه، كودكان را دوست داشت و عمرش را صرف محبت به بچهها و سرودن شعر برای آنها كرد.
برای آشنايی بيشتر با زندگی و آثار اين بانوی مهربان، روی ادامهی مطلب كليك كنيد.
اين روزها با رواج بيشاز پيش تلفن همراه، خدمات جالب مختلفي از طريق سرويس پيام کوتاه يا همان SMS ارائه ميشود. بخش زيادي از اين خدمات نياز به معرفي ندارد؛ چرا كه همگان از آنها خبر داريم؛ اما گاه خدمات جالبي با پيامت به كاربران داده ميشود كه ما از آن خبر نداريم. امروز ميخواهم براي نمونه چند تا از خدمات ويژهي سامانه پيامك را برايت معرفي کنم. اگر تو هم از كاربران تلفن همراه باشي، حتماً اين خدمات به دردت ميخورد.
فعلاً با تعدادي از اين خدمات آشنا شو. اگر هم خدمات خاصي را ميشناسي كه در اينجا معرفي نشدهاند دست به كار شو و برايم بفرست تا اين نوشته به تدريج كامل شود.
۱۰۰۰۳۵۵: whois ـ در صورتی که نام سایت مورد نظر خود را برای این سرویس ارسال کنید مشخص میشود که این سایت قابل ثبت است يا نه.
۱۰۰۰۳۵۷: استخاره ـ اگر براي انجام كاري نياز به استخاره داشتي یک پيام كوتاه به این شماره بفرست، تا اين سامانه به صورت خودکار برایت استخاره بگیرد و جواب آن را برایت ارسال کند.
۱۰۰۰۳۵۸: آب و هوا ـ با ارسال نام شهر مورد نظر به این شماره، وضعیت آب و هوای آن شهر برایت فرستاده میشود.
۱۰۰۰۳۵۹: قرآن ـ ابتدا شمارهي سوره و سپس شمارهي آیهي مورد نظر و بعد از آن حرف F یا A ( برای انتخاب زبان فارسی یا عربی) را به اين شماره ارسال كن تا آيهي مورد نظر برايت پيامك شود.
۱۰۰۰۳۷۰: لغتنامه ـ با ارسال یک لغت انگلیسی به این شماره، معنی فارسی آن برای شما ارسال میشود.
۱۰۰۰۳۸۰: لطيفه ـ با فرستادن یک پيام كوتاه که در آن تعداد لطيفهي درخواستی نوشته شده است برای شما لطيفه ميفرستد!
۱۰۰۰۳۸۱: حدیث
۱۰۰۰۳۸۲: نهج البلاغه
۱۰۰۰۳۸۳: سخن روز
۱۰۰۰۳۸۴: آیا میدانید؟
۱۰۰۰۳۸۷: سامانه پندآموز
۱۰۰۰۳۸۸: فال حافظ
۱۰۰۰۳۹۱: چیستان
۱۰۰۰۳۹۲: ساعت کشورها
۱۰۰۰۳۹۳: ترینها
۱۰۰۰۳۹۴: مکانهای دیدنی شهرها
۱۰۰۰۳۹۵: پیام سلامتی
۱۰۰۰۳۹۶: محاسبهی مسافت بین شهرها
۱۰۰۰۳۹۷: فیلمهای روی پردهی سینما
۱۰۰۰۳۹۸: زمان پخش برنامههای تلويزیون
۱۰۰۰۳۹۹: شش تیم اول لیگ فوتبال کشور
۱۰۰۰۴۰۰: بازی پیشنهادی
۱۰۰۰۴۰۱: جدیدترین نرم افزارها
|
|
جشنواره فيلم كودك و نوجوان اوايل تابستان در همدان برگزار ميشود اگه دوست دارین بیشتر بدونین ادامه مطلب را بخونین... |

محققان در کشفی حیرتآور موفق به شناسایی قورباغهای بدون شش شدند. این قورباغه، نخستین قورباغهي شناخته شده در جهان است که کاملاً بدون شش زندگی میکند.
به گفتهي پژوهشگران، این قورباغه تمام اکسیژن مورد نیاز برای ادامهي حیات خود را از طریق پوست دریافت می کند.
این کشف در حالی از سوی محققان در مناطق جنگلی اندونزی صورت گرفته است که پیشتر، دو گونهي دیگر از این قورباغهها شناسایی شده بود.

به گزارش «ايرانتو»، يک اتوبوس مدرسه در تورنتو، مركز كشور كانادا، که با 26 دانشآموز در پمپ بنزين متوقف شده و رانندهي آن به دستشويي رفته بود، به دليل نامعلومي به حرکت درآمد و در سرازيري به راه افتاد.
برخي از دانشآموزان پيش از اينکه سرعت اتوبوس زياد شود، توانستند خود را به بيرون پرت کنند؛ اما بقيه شروع به داد و فرياد کردند. در همين زمان يکي از آنان بلافاصله در صندلي راننده جاي گرفت و ترمز اضطراري را کشيد؛ اما اين کار نتوانست سرعت حرکت اتوبوس را کاهش دهد.
گزارش سايت ايرانتو حاکي است، دانش آموز مذکور در آن لحظهي حساس تصميم گرفت به نحوي اتوبوس را از مسير اصلي منحرف کند. او سپس با گرداندن فرمان به سمت پياده رو، اتوبوس را از سمت شاگرد به يک تير عمودي کوبيد و به اين ترتيب توانست آن را متوقف کند.
بر اثر اين برخورد، 15 سرنشين اتوبوس، جراحت جزئي برداشتند.
اتوبوس در حالي از حرکت باز ايستاد که تنها چند متر با يک پيچ خطرناک فاصله داشت و اگر به راه خود ادامه ميداد، وارد يک منطقهي صنعتي ميشد و فاجعه بزرگي به بار ميآمد.
يکي از شاهدان که از پمپبنزين به دنبال آنان حرکت ميکرد، از اينکه با وجود شدت حادثه، به هيچيک از دانش آموزان آسيبي نرسيد، بسيار شگفت زده بود.
رانندهي اتوبوس، پس از مشاهدهي حرکت ناگهاني آن، وحشتزده در خيابان به دنبال اتوبوس دويد و با تجسم فاجعهاي که ميتوانست رخ دهد، دچار عارضهي قلبي شد و به بيمارستان انتقال یافت.
طبق قوانين کانادا، رانندهي اتوبوس مدرسه حق ندارد، در هنگام حضور حتي يک دانشآموز در داخل اتوبوس، آن را ترک کند.
سه تخممرغ آبپز
افسانهای از كشور سودان
در روزگاران گذشته، پادشاهی بود كه تنها يك پسر داشت؛ پسری بخشنده و سخاوتمند به نام عبدالسّلام. يك روز پادشاه بيمار شد؛ ولی هيچ پزشكی نتوانست بيماری او را درمان كند. وقتی پادشاه مُرد، مراقبت و سرپرستی عبدالسّلام به دوش مادرش افتاد.
مادر عبدالسّلام زنی زيرك و محتاط بود. او میخواست چند نكتهی مهم را به پسرش ياد دهد كه در زندگی به دردش بخورد.
يك روز به پسرش گفت: «چند وقت ديگر، كمی كه بزرگتر بشوی، تو پادشاه اين سرزمين خواهی شد. به همين دليل، خيلی از مردم ممكن است به خاطر مقام و ثروت تو، با تو دوست شوند. مطمئن باش فقط افراد كمی به خاطر خودت با تو دوستی میكنند. تو بايد ياد بگيری دوستان واقعی را از دوستان طمّاع تشخيص بدهی.»
شاهزادهی جوان از مادرش پرسيد:«چهطوری اين كار را بكنم؟»
اگر میخواهی بدانی شاهزادهی جوان چهطور باید اين كار را انجام میداد، روی عبارت ادامه مطلب در پايين، کلیک کن و قصّه را بخوان.
اولین جمعهی سال
اوّلین جمعهی سال است که میتوانیم یك کم خودمان باشیم
اوّلین جمعهی سال است که میتوانیم یك کم دیگری باشیم
اوّلین جمعهی سال است که میتوانیم به یاد "او" باشیم که همیشه هست و هیچوقت در دید نیست.
اوّلین جمعهی سال است که میتوانیم یك کم فکر کنیم
اوّلین جمعهی سال است که میتوانیم یك کم، جور دیگری دعا کنیم
دعا کنیم ...
خدایا اگر من خوبم، او هم خوب باشد
اگر من بدم، باز هم او خوب باشد
اگر من نبودم، تو همیشه باش
اگر من یادم رفت به گلها آب بدهم، تو باران بفرست
اگر یادم رفت به کسی سلام کنم، تو به من بخند
اگر تو را یادم رفت؛ نکند مرا فراموش کنی!
حوزه هنری استان آذربایجان شرقی به بهترين دعاهاي كودكان به هنگام تحويل سال جايزه ميدهد. کودکان زیر 12 سال ميتوانند با فرستادن دعاهايشان به حوزههنري تبريز در اين مسابقه كه با عنوان «دستهای کوچک دعا» برگزار ميشود شركت كنند.
يادتان باشد كه اين مسابقه به صورت بينالمللي برگزار ميشود و هيجان شركت و برنده شدن در آن خيلي زياد است. مهلت شركت در مسابقه «دستهاي كوچك دعا»، 15 فروردين است.
اين هم نشاني دبيرخانه مسابقه: تبریز، خیابان امام خمینی (ره)، طبقه فوقانی سینما قدس، حوزه هنری استان آذربایجان شرقی
دربارهی يكی از سينهای سفرهی هفتسين

باز هم همهجا شلوغ شده. انگار قرار است خبرهايی بشود. همه هی مرا نگاه میکنند. از این طرف به اون طرف، از این بشقاب به اون ظرف.
خب سالی یکبار هم که شده، روز بالاخره روز منه؛ البته روز من و اون ششتا سين ديگر. من الآن حسابی تمیزم و سرخ و براق و جون میدم برای گاز زدن.
ولی کسی جرئت ندارد. هر چه باشد من امروز خیلی مهم شدهام؛ اصلاً امروز روز جهانی «من» است.
ادامهی اين مطلب را در ادامه مطلب بخوانيد!
هر سال آخرهای اسفند، نزدیک عید که میشویم خیابانها سبز و سرخ میشوند؛ سبز از سبزی سبزهها و سرخ از سرخی ماهیهای کوچولو.
شاید گذاشتن ماهی بر سر سفرهی هفتسین نشانی از زندگی و حیات باشد. شايد هم رنگ سرخ زیبایش سفره را زیباتر میکند.
کوچک که بودم هر سال که ماهی میگرفتیم، خیلی نگران آنها بودم. مواظب بودم که ناراحت نشوند و توی این تُنگهای تَنگ، دلشان نگیرد. منتظر بودم روز سیزدهم برسد و ببرم آنها را در حوض بزرگی بیندازم.
مطمئنم شما هم ماهی قرمز سر سفره را خیلی دوست دارید. حالا اگر دوست دارید بدانید چگونه میتوانیم از این ماهیها مراقبت کنیم، ادامهی مطلب را بخوانید. ![]()
امروز دلم هوای بهار را كرده و میخواهم شما را به خواندن دو داستانک بهاری از آقای حسین تولایی دعوت کنم.
«تو» کیست؟
شکوفه گفت:
«بهار که بیاید، من آن اتفاق کوچک سفیدم که روی شاخه میافتم.»
ماهی گفت: « بهار که بیاید، من آن اتفاق کوچک قرمزم که در تنگ میافتم.»
سفره گفت: « من آن اتفاق کچک پر سینام.»
سیب گفت« من آن اتفاق کوچک شیرینم.»
سبزه گفت...
آیینه گفت...
اسکناس نو گفت...
و باد چیزی نگفت. تنها در کوچههای آخر اسفند راه رفت... راه رفت... راه رفت و زیر لب تکرار کرد... تکرار کرد... تکرار کرد: « بهار که بیاید تو آن اتفاق بزرگ دلم باش که در جهان میافتی!»
و کسی نمیدانست«تو» کیست؟
و آن اتفاق بزرگ چه رنگی است؟!
آینه
سینها بلند بلند میخندیدند
از عیدهای سال قبل میگفتند
سینها چهقدر حرف داشتند؛ چهقدر خاطره!
آینه، ساکت و تنها، کنار سفره نشسته بود و به آنها نگاه میکرد. آینه، سین نداشت!
بگذار
گنجشکهای خرد
در آفتاب مه آلودِ
بعد از ظهر تابستان
به تعبیر بهار بنشینند
و گلهای گلخانه
در حرارت ولرم والور
به پیشواز بهاری مصنوعی بشکفند
سلام بر آنان
که در پنهان خویش
بهاری برای شکفتن دارند
و میدانند
هیاهوی گنجشکهای حقیر
ربطی با بهار ندارد
حتّی کنایهوار
بهار غنچهی سبزی است
که مثل لبخند
بايد بر لب انسان بشکفد
بشقابهای کوچک سبزه
تنها یک سین
به سینهای ناقص سفره میافزایند
بهار کی میتواند
اینهمه بیمعنی باشد؟
بهار آن است که خود ببوید
نه آنکه تقویم بگوید!